معنی سرافراز شدن
7 بازدید
[ سَ اَ شُ دَ ] (مص مرکب) سربلند شدن. مفتخر گشتن : گرفت آنگهی پادشاهی طورگ سرافراز شد بر شهان سترگ.فردوسی. آنکه نگونسار شد مباد سرافراز وآنکه سرافراز شد مباد نگونسار.سوزنی. هم در کنار عرش سرافراز میشوند هم در میان بحر نگونسار میروند.عطار.
کلمات همقافیه با «سرافراز شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر