معنی سرافراز

معنی سرافراز

6 بازدید
[ سَ اَ ] (نف مرکب) سربلند و متکبر و گردنکش. (آنندراج). فخرکننده. نازنده. سربلند: سرافراز پور یل اسفندیار ز گشتاسب اندر جهان یادگار.فردوسی. یکی پهلوان بود شیروی نام دلیر و سرافراز و جوینده نام.فردوسی. بدانگه که گردد سرافراز نیو از ایران بیاید هنرمند گیو.فردوسی. پدر گر بداند که تو زین نشان شدستی سرافراز گردنکشان.فردوسی. کجا آن خردمند کندآوران کجا آن سرافراز جنگی سران.فردوسی. سرافراز داماد رستم بود به ایران زمین همچو او کم بود.فردوسی. ملک عالم و عادل پسر شاه جهان میر ابواحمد محمود سرافرازگهر.فرخی. میر یوسف عضدالدوله سالار پسر روی شاهان و سرافراز بزرگان ز گهر. فرخی. سمند سرافراز را کرد زین برون رفت تنها بروز گزین.اسدی. دامن همت سرافرازش گردن چرخ را گریبان باد.مسعودسعد. چو تو نگار دل افروز نیست در خلخ چو تو سوار سرافراز نیست در یغما.معزی. آنکه نگونسار شد مباد سرافراز وآنکه سرافراز شد مباد نگونسار.سوزنی. ز گوران سرافراز گوری بود که با فحلیش دست زوری بود.نظامی. سرم تاج از سرافرازان ربوده ست خلف بس ناخلف دارم چه سود است. نظامی. شتابنده تر شد در آن بندگی سرافراز گشت از سرافکندگی.نظامی. سرافراز این خاک فرخنده بوم ز عدلت بر اقلیم یونان و روم.سعدی. گرم زمانه سرافراز داشتی و عزیز سریر عزتم آن خاک آستان بودی.حافظ.

کلمات هم‌قافیه با «سرافراز»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «از» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید