معنی سرادار
7 بازدید
[ سَ ] (نف مرکب، اِ مرکب) در زبان کنونی «سرای دار» (از: سرای +دار (دارنده)) به خادم منازل بزرگ و مؤسسات اطلاق میشود. (از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). کسی را گویند که خدمت دارالشفا کند و به احوال بیماران بپردازد. (برهان). خدمتکار بیمارستان. (ناظم الاطباء). اسباب دارالشفا: از آن دیوانهٔ ناکرده زنجیر سراداران بسی خوردند تشویر. حکیم نزاری. || در این زمان شخصی را میگویند که خدمت کاروانسرا میکند. (برهان). خدمتکار کاروانسرا. (ناظم الاطباء). خادم مهمانخانه : و مرسومات حراس و وظایف سقا و سرقفلی سرادار. (ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۵۶).
کلمات همقافیه با «سرادار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر