معنی سراة
8 بازدید
[ سَ ] (ع اِ) (از «س رو») پشت. (منتهی الارب) (آنندراج). ظَهر. (بحر الجواهر) (نشوء اللغة). پشت. ج، سروات. (مهذب الاسماء). || بالابرآمدگی روز. (منتهی الارب) (آنندراج). سراةالنهار؛ بلندی روز. (مهذب الاسماء). || میانهٔ راه. (منتهی الارب) (آنندراج). وسط هر چیز. ج، سَرَوات. (بحر الجواهر). || جای بلند از راه. (منتهی الارب) (آنندراج).[ سَ ] (ع اِ) (از «س ری») اعلای هر چیزی. (منتهی الارب).[ سَ ] (اِخ) کوهی است مشرف بر عرفه کشیده شده تا صنعاء و بسبب بلندی کوه آن را سراة گویند.... اصمعی گوید سراة کوهی است که کرانهٔ طایف تا بلاد ارمنیه در آن بود. و در کتاب حازمی آمده است که سراة کوههائی است و زمین حاجز بین تهامه و یمن و آن را فراخی است... در کوههای سراة انگورها و نیشکر و قرظ و درخت مسواک یافت میشود. رجوع به معجم البلدان شود. کوهی است که از یمن تا اطراف شام رسیده. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «سراة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اة» برای سرودن شعر