معنی سخن کردن
5 بازدید
[ سُ خَ کَ دَ ] (مص مرکب) سخن گفتن. شرح دادن. توصیف : کجا بتوان سخن کردن ز رویش چه گویم زآن کمند مشکبویش.نظامی. تو آن نئی که کنی با کسی بمهر سخن برای هیچ چه ضایع کنم محبت خویش. باقر کاشی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سخن کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر