معنی سخن راندن
4 بازدید
[ سُ خَ دَ ] (مص مرکب) نطق کردن. تقریر کردن : از این در سخن چند رانم همی همانا کرانش ندانم همی.فردوسی. قاصد چو بسی درین سخن راند مسکین پدر عروس درماند.نظامی. سخن راند زَاندازهٔ کار خویش ز بی روزی صلح و پیکار خویش.نظامی.
کلمات همقافیه با «سخن راندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر