معنی سخنگستر
6 بازدید
[ سُ خَ گُ تَ ] (نف مرکب) در عرف، سخنگو و شاعر. (آنندراج): بمن چنان بود اندر نهفت صورت حال که میر سیر شد از بندهٔ سخن گستر.عنصری. با علی یاران بودند بلی پیر ولیک بمیان دو سخن گستر فرقست کثیر. ناصرخسرو (دیوان چ کتابخانهٔ تهران ص ۱۹۶). دل هر که را کو سخن گستر است سروشی سراینده یا دیگر است.نظامی. چون زمان عهد سنایی درنوشت آسمان چون من سخن گستر بزاد.خاقانی. || به مجاز بمعنی پهنا دادن سخن که اطراف و محافل بسیار داشته باشد. (آنندراج): مدعی گرچه سخنگوست سخن گستر نیست مهمل و معنی بسیار چه معنی دارد. محسن تأثیر (از آنندراج). || هم سخن. هم گفتار: چو کوه البرز آن کوه کاندر آن سیمرغ گرفته مسکن و با زال شد سخن گستر. فرخی.
کلمات همقافیه با «سخنگستر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تر» برای سرودن شعر