معنی سخنپیشه
5 بازدید
[ سُ خَمْ شَ / شِ ] (ص مرکب) سخنور. ماهر در سخنرانی. خطیب : در دست سخن پیشه یکی شهره درخت است بی بار ز دیدار و همی ریزد از او بار. ناصرخسرو. آنجا که سخن خیزد از چند و چه و چون دانای سخن پیشه بخندد زاقوالش. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «سخنپیشه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شه» برای سرودن شعر