معنی سخنفروش
6 بازدید
[ سُ خَ فُ ] (نف مرکب) متملق و چاپلوس. (آنندراج): ما را سخن فروش نهادی لقب چه بود از چه بزر ز ما نخریدی همی سخن. فرخی (دیوان چ عبدالرسولی ص ۳۲۴). || شاعر. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «سخنفروش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر