معنی سخنشنو
9 بازدید
[ سُ خَ شِ نَ / نُو ] (نف مرکب) آنکه بفور تمام استماع سخن نماید. (آنندراج): من ضامن وی [ اریارق ] بودمی [خواجه احمد حسن ] اما این خداوند بس سخن شنو آمد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۲۹). هر گل نو ز گلرخی یاد همی کند ولی گوش سخن شنو کجا دیدهٔ اعتبار کو.حافظ.
کلمات همقافیه با «سخنشنو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نو» برای سرودن شعر