معنی سخنسنجی
6 بازدید
[ سُ خَ سَ ] (حامص مرکب) عمل سخن سنج. سخن فهمی. ادیبی. سخن شناسی : هر که میزان سخن سنجی داند کردن بجز از راستی مدحش شاهین نکند.سوزنی. بر من آن شد که در سخن سنجی ده دهی زر دهم نه ده پنجی.نظامی. || فن اطلاع بر رموز سخن. نقدالشعر.
کلمات همقافیه با «سخنسنجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر