معنی سخت گشتن
5 بازدید
[ سَ گَ تَ ] (مص مرکب) بسته شدن : و عادت چنان بود که چون مردم برون آمدندی، در کنیسه سخت گشتی تا سالی دیگر همان وقت گشاده شدی کس ندیدی چون مردمان بیرون رفتند در کنیسه سخت گشت. (مجمل التواریخ).
کلمات همقافیه با «سخت گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر