معنی سخت خوردن
7 بازدید
[ سَ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب) تصدیع کشیدن بسیار. (غیاث) (آنندراج). رنج و تعب کشیدن. محنت و غم کشیدن. (مجموعهٔ مترادفات ص ۱۸۱): در جهاد نفس هر که سست جنبیده سخت خورده. (ملاطغرا)، از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سخت خوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر