معنی سخت آمدن
7 بازدید
[ سَ مَ دَ ] (مص مرکب) ناگوار آمدن. دشوار آمدن : و اسکندر را این پیغام سخت آمد. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۵۷). برادران یوسف را سخت آمد گفتند اندیشه کنیم که یوسف را در چشم ایشان خوار کنیم. (قصص الانبیاء ص ۶۰). سختم آمد که بهر دیده ترا مینگرند سعدیا غیرتت آید نه عجب سعد غیور. سعدی. وگر سختت آمد نکوهش ز من به انصاف بیخ نکوهش بکن.سعدی. فراقت سخت می آید ولیکن صبر میباید که گر بگریزم از سختی رفیق سست پیمانم. سعدی.
کلمات همقافیه با «سخت آمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر