معنی سختیدن
7 بازدید
[ سَ دَ / سُ دَ ] (مص) سنجیدن و وزن کردن. (ناظم الاطباء): سریر و سراپرده و تاج و تخت نه چندان که آن را توانند سخت.نظامی.
کلمات همقافیه با «سختیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر