معنی سختپیشانی
6 بازدید
[ سَ ] (ص مرکب) کسی که در غایت جرأت و بی باکی باشد. (آنندراج). شجاعت و دلیری. (مجموعهٔ مترادفات ص ۲۲۲). || سمج. مبرم. پررو: جگرم خون شد از پریشانی آه از این جان سخت پیشانی.اوحدی. ببرد شیخ را به مهمانی با مریدان سخت پیشانی.اوحدی. این چه ابروی سخت پیشانی است وین چه لبهای نرم گفتار است.صائب.
کلمات همقافیه با «سختپیشانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر