معنی سختپی
7 بازدید
[ سَ پَ / پِ ] (ص مرکب) نیرومند. قوی. (ولف). پرزور که مقاومت داشته باشد: کنون تا به بینم که با جام می همی سست باشی وگر سخت پی. (شاهنامهٔ فردوسی چ بروخیم ج ۹ ص ۲۸۴۹).
کلمات همقافیه با «سختپی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «پی» برای سرودن شعر