معنی سختپشت
5 بازدید
[ سَ پُ ] (ص مرکب) محکم. استوار. سفت : چون آن گرد روی آهن سخت پشت بنرمی در آمد ز خوی درشت.نظامی.
کلمات همقافیه با «سختپشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر