معنی سختمیر
7 بازدید
[ سَ ] (نف مرکب) آنکه جانش بدشوار برآید. (آنندراج): مشو در حساب جهان سخت گیر همه سخت گیری بود سخت میر.نظامی.
کلمات همقافیه با «سختمیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر