معنی سختزور
5 بازدید
[ سَ ] (ص مرکب) کنایه از پر زور. (آنندراج): چنانکه او را [ هرمز ] دل آور و سخت زور گفتندی. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۲۰). ز سختی که زد رومی سخت زور سرش را در آخرگهش کرد کور. امیرخسرو (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سختزور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر