معنی سحیق
6 بازدید
[ سَ ] (ع ص) جای دور. (منتهی الارب). جای دور و از آن معنی است در قرآن : {/B تَهْوِی بِهِ اَلرِّیحُ فِی مَکََانٍ سَحِیقٍ . ۱۷-۲۲۲۲:۳۱/}(قرآن ۲۲/۳۱). (اقرب الموارد). بریدم بدان کشتی کوه پیکر مکانی بعید و فلاتی سحیقا.منوچهری. || بسیار سائیده شده. (منتهی الارب) (آنندراج) (غیاث). مسحوق. (اقرب الموارد): ایا رسم اطلال معشوق وافی شدی زیر سنگ زمانه سحیقا.منوچهری. || (اِ) گرد. - سحیق الطلق؛ گرد طلق. (مؤلف).
کلمات همقافیه با «سحیق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یق» برای سرودن شعر