معنی سحیفة
9 بازدید
[ سَ فَ ] (ع اِ) باران سخت که زمین را رندد. (منتهی الارب). باران که هر چه در راه آن باشد رندد. (اقرب الموارد). ج، سحائف. || پیه پهنا که مابین توهای تهیگاه و مانند آن ملصق و پیوست است. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). ج، سحائف. || پیه. (منتهی الارب). ما قشرته من الشحم. (اقرب الموارد). || فربهی پشت مازه که برداشته باشند. || آواز دوشیدن شیر. (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «سحیفة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر