معنی سحک
9 بازدید
[ سَ ] (ع مص) سودن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). سحق. (ذیل اقرب الموارد). || ریزه ریزه کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «سحک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حک» برای سرودن شعر