معنی سحور زدن
7 بازدید
[ سَ زَ دَ ] (مص مرکب) سحوری زدن : اولاً وقت سحر زن این سحور نیمشب نبود گه این شر و شور.مولوی. من هم از بهر خداوند غفور میزنم بر در به امیدش سحور.مولوی. || ضرب سحور: تا بجوشد زین چنین ضرب سحور در دُرافشانی و بخشایش بحور.مولوی. رجوع به سحوری زدن شود.
کلمات همقافیه با «سحور زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر