معنی سحرگهی
7 بازدید
[ سَ حَ گَ ] (ص نسبی) منسوب به سحرگه. که بوقت سحر باشد. که بهنگام سحر بود: شاید اگر نظر کنی ای که ز دردم آگهی ور نکنی اثر کند درد دل سحرگهی. سعدی (بدایع). رجوع به سحر شود.
کلمات همقافیه با «سحرگهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر