معنی سحرگستر
5 بازدید
[ سِ گُ تَ ] (نف مرکب) بسیار ساحر که اثر جادوئی او در همه جا پراکنده بود. مجازاً، در بیت زیر و نظائر آن، سخت فصیح. بغایت شیوا سخن. سرایندهٔ معانی بکر و الفاظ عذب : بدین سکه آورد نقد بدیهه شد از کیمیای سخن سحرگستر.خاقانی.
کلمات همقافیه با «سحرگستر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تر» برای سرودن شعر