معنی سحابة
7 بازدید
[ سَ بَ ] (ع اِ) ابر. سحاب. جمع آن سحب و سحائب است. (منتهی الارب). ابر. (دهار). یکی ابر بود. جمعِ آن سحائب است. (از اقرب الموارد). || مدت، گویند: ماافعله سحابة یومی؛ یعنی نکنم آن را مدت روز خود. (منتهی الارب).[ سُ بَ ] (ع اِ) باقی آب در چاه. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). ماندهٔ آب در غدیر. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «سحابة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر