معنی سجک
7 بازدید
[ سَ جُ ] (اِ) سچک. شچک. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). بر جستن گلو، و بعربی فواق گویند. (برهان) (آنندراج). || شیر و ماست در هم آمیخته باشد که شبت را ریزه ریزه کرده در آن ریخته باشند و آن را دوراغ گویند. (برهان) (آنندراج). بفارسی دوراغ و بعربی شیراز گویند. (از الفاظ الادویه).
کلمات همقافیه با «سجک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جک» برای سرودن شعر