معنی سجسج
6 بازدید
[ سَ سَ ] (ع ص، اِ) زمین هموار خوش نه درشت نه نرم. || مابین طلوع فجر تا طلوع آفتاب. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || هوای خوش نه سرد و نه گرم. (منتهی الارب). هوای معتدل نه گرم و نه سرد. (مهذب الاسماء): صفة الجنة و هواءها السجسج و کذا ظلل الجنة سجسج؛ ای معتدل لا حرّ و لا قر، و یوم سجسج؛ روز نه سرد و نه گرم. (منتهی الارب). گویند: یوم سجسج؛ که نه گرم آزار دهنده باشد و نه سرد: او قال للریح وَهْیَ تعصف کن علی الوری سجسجاً لما عصفا. (سندبادنامه ص ۶۷). نمیرک سلسال و ظلک سجسج. (از محاسن اصفهان ص ۱۱۶).
کلمات همقافیه با «سجسج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سج» برای سرودن شعر