معنی سجام
6 بازدید
[ سَ ] (اِ) شجام. و رجوع کنید به سجانیدن، سجیدن، سجد، سجن. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). سرمای سخت. (برهان) (آنندراج). رجوع به شجام شود.[ سِ ] (ع مص) روان شدن اشک. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «سجام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر