معنی ستیزه

معنی ستیزه

7 بازدید
[ سِ زَ / زِ ] (اِمص) ستیز. در پهلوی «ستژک» نزاع. دعوی. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). بمعنی ستیز است که جنگ و خصومت و لجاجت و قهر و کین باشد. (برهان) (آنندراج). لجاج. (دهار). لجاج. لجاجت. (تاج المصادر بیهقی): ستیزه نه خوب آید از نامجوی بپرهیز و گرد ستیزه مپوی.فردوسی. اگر اول که ما قصد این دیار کردیم... آن ستیزه و لجاج نرفتی این چشم زخم نیفتادی. (تاریخ بیهقی). ستیزآوری کار آهرمن است ستیزه بپرخاش آبستن است.اسدی. ملک مصر جواب نبشت که ایشان بندگان تو نیستند آزاد و آزاده اند بخت النصر بدین ستیزه برفت و مصر بستد. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۶). تبه نمود همی صنعت سحاب از وی بر این ستیزه همه نقش آن بشست سحاب. ابوالمعالی رازی. شهابی تو گاه وغا و ستیزه سحابی تو گاه سخا و مواهب. برهانی یا معزی. گاه از ستیزه گوش فلک برکشیده ای گاه از کرشمه دیدهٔ اختر شکسته ای.خاقانی. بهر گردشی با سپهر بلند ستیزه مبر تا نیابی گزند.نظامی. ستیزه بجایی رساند سخن که ویران کند خاندان کهن.سعدی. || (اِ) خسک آهنین باشد که بر راه دشمن می پراکندند. (مؤلف).

کلمات هم‌قافیه با «ستیزه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «زه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید