معنی ستوهیدن
7 بازدید
[ سُ دَ ] (مص) نفرت داشتن و بتنگ آمدن. (آنندراج). بیزار بودن : سپهر گشتت دایه گریز از این دایه زمانه بودت مادر ستوه از این مادر. مسعودسعد.
کلمات همقافیه با «ستوهیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر