معنی ستوده بودن
6 بازدید
[ سُ / سِ دَ / دِ دَ ] (مص مرکب) پسندیده بودن : ستوده بود نزد خرد و بزرگ اگر راد مردی نباشد سترگ.رودکی. و آب این ولایت [ ولایت خوارزم ] آب جیحونست و از جمله آبهاء ستوده است. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). و نیکویی بهمهٔ زبانها ستوده است و بهمهٔ خردها پسندیده. (نوروزنامه). علماء گویند مقام صاحب مروت به دو موضع ستوده است. (کلیله و دمنه). و کوشش اهل علم در ادراک سه مراد ستوده است، ساختن توشهٔ آخرت... (کلیله و دمنه). در جمله ستوده نیست و ندیدم هیچ خردمند که آن دولت را بر این حزم و احتیاط محمدت کرد. (چهارمقاله).
کلمات همقافیه با «ستوده بودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر