معنی ستم آمدن
5 بازدید
[ سِ تَ مَ دَ ] (مص مرکب) بر کسی ستم رفتن. آسیب رسیدن : بروزگار امیر عادل سبکتکین رضی اللََّه عنه هم چنین تضریبها ساخته بودند تا بازیافت و بر زبان وی رفت که از ما بر محمود ستم آمد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۱۵).
کلمات همقافیه با «ستم آمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر