معنی ستمکننده
6 بازدید
[ سِ تَ کُ نَ نْ دَ / دِ ] (نف مرکب) ظالم. جابر. ظلم کننده : رعیت از تو امان یافته ز دست ستم از آن سبب که نه ای بر ستم کننده امین. سوزنی. داد ستمدیدگان بدهد تا ستم کنندگان چیره نگردند. (مجالس سعدی).
کلمات همقافیه با «ستمکننده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر