معنی ستمکشی
6 بازدید
[ سِ تَ کَ / کِ ] (حامص مرکب) عمل ستم کش : من در غم تو پیشه گرفتم ستمکشی تا تو بطبع پیشه گرفتی ستمگری. ادیب صابر. رجوع به ستمکش شود.
کلمات همقافیه با «ستمکشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر