معنی ستمزدای
6 بازدید
[ سِ تَ زَ / زِ ] (نف مرکب) نابود کنندهٔ ستم. برندهٔ ستم. زدایندهٔ ظلم : بزدای زنگ خون ستمکاره را ز تیغ خود تیغ توست صیقل زنگ ستم زدای. سوزنی.
کلمات همقافیه با «ستمزدای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر