معنی ستایشگری
7 بازدید
[ سِ یِ گَ ] (حامص مرکب) حمد و عبادت و دعا. (ناظم الاطباء). عمل ستایشگر: چو آمد بنزدش زمین بوسه داد ستایشگری را زبان برگشاد.فردوسی. ای آنکه در ایام ستایشگری تو صوفی شمرَد عیب نگهبانی دم را. عرفی (از آنندراج). رجوع به ستایشگر شود.
کلمات همقافیه با «ستایشگری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر