معنی ستای
6 بازدید
[ سِ ] (نف مرخم) ستاینده. (شرفنامه): منم کریم ستای و تویی حکیم نواز زهی سخا و سخن بر من و تو سهل و سلیم. سوزنی. ترکیب ها: - خودستای. خویشتن ستای. مرده ستای. نیکی ستای. || (اِ) سه عدد. (شرفنامه).
کلمات همقافیه با «ستای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر