معنی ستاه
6 بازدید
[ سِ ] (اِ) مخفف ستاره باشد که بعربی کوکب گویند. (آنندراج). مؤلف جهانگیری لفظ مذکور را مخفف ستاره هم ضبط کرده و این شعر ابوالفرج رونی را هم شاهد آورده : گشاده چشم بدیدار او زمین و زمان نهاده گوش بگفتار او سپهر و ستاه. لیکن در نسخهٔ چ تهران دیوان ابوالفرج بجای ستاه «سپاه» نوشته و در تصحیح بجای سپهر و ستاه «سپید و سیاه» را صحیح دانسته، پس ستاه مخفف ستاره لفظی نیست. (فرهنگ نظام از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). || نقره. || سیم قلب و ناسره. || نام پرده ای از موسیقی. (برهان) (آنندراج). || سه تار. (شرفنامه). || سه عدد. (شرفنامه).
کلمات همقافیه با «ستاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر