معنی ستارهفشان
6 بازدید
[ سِ رَ / رِ فَ / فِ ] (نف مرکب) کنایه از اشک فشان. (آنندراج). || گوهرزاد. گوهرریز: چرخ مرا وقت ثنای تو گفت تیر ملک نطق ستاره فشان.خاقانی. || درخشان. تابان : چشمهٔ خورشید را سراب شمارد هر که ببیند رخ ستاره فشانش.صائب (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «ستارهفشان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر