معنی ستارهفسای
5 بازدید
[ سِ رَ / رِ فَ ] (نف مرکب) افسون کنندهٔ ستاره. تسخیر کنندهٔ ستاره. که ستاره ای را رام و مطیع سازد: بس دل که چرخ سای و ستاره فسای بود چرخش کمین گشاد و ستاره کمان کشید. خاقانی.
کلمات همقافیه با «ستارهفسای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر