معنی سبیلو
6 بازدید
[ سِ ] (ص نسبی) سبیل کلفت. سبیل گنده. آنکه بروتی کلان دارد. || سبیل دار. در مقابل سبیل تراشیده. کسی که سبیل خود را نتراشد.
کلمات همقافیه با «سبیلو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لو» برای سرودن شعر