معنی سبزواران

معنی سبزواران

6 بازدید
[ سَ زَ / زِ ] (اِخ) یکی از بخشهای چهارگانهٔ شهرستان جیرفت. مشخصات آن بشرح زیر است: حدود: از شمال بکوهستان جبال بارز، از خاور به جلگهٔ رودبار، از جنوب به کوهستان کلمرد، باختر به ارتفاعات سرگز و اسفندقه. رودخانه های آن عبارتند از: رودخانهٔ هلیل که از کوههای لاله زار و گوغر، رابر، بهرآسمان سرچشمه گرفته از بخش بافت به ساردوئیه عبور نموده در شمال باختر وارد جلگهٔ جیرفت می شود. رودخانهٔ شور که از قلل کوههای جبال بارز، فاشکوه، گور، سرچشمه گرفته و در شمال خاوری سبزواران وارد جلگهٔ جیرفت شده و در ۳ هزارگزی خاور سبزواران به رودخانهٔ هلیل ملحق و پس از مشروب نمودن قراء دو طرف رودخانه در جنوب خاوری جیرفت وارد رودخانهٔ رودبار شده و انتهای آن جازموریان است. این رودخانه در ایام قدیم در ارتفاعات باختری سبزواران سدی داشته که تمام سال آب جیرفت را تأمین می نموده، آن سد خراب شده است. فعلاً آب رودخانه در زمستان بقدری زیاد است که عبور مشکل است و در تابستان از سبزواران به پایین بدون آب و حتی برای خوردن آب از چاه استفاده مینمایند. چنانچه سد نامبرده بسته شود در جلگهٔ جیرفت و رودبار که از رسوبات رودخانه تشکیل شده و حاصلخیز است محصولات گرمسیری بسیار زیادی می توان به دست آورد. این بخش از یک دهستان که ۲۰۲ آبادی بزرگ و کوچک است تشکیل شده و جمعیت آن ۱۸۹۷۰ تن است. مرکز بخش قصبهٔ سبزواران و قراء مهم آن دوساری، عنبرآباد و گنج آباد است. راههای بخش: راه بم -کرمان به سبزواران شوسه، راههای سبزواران به کهنوج، گلاشکرد، اسفندقه، بافت، عنبرآباد، گاوکان فرعی است و بقیهٔ راههای بخش مالرو و پیاده رو است. محصولات بخش: غلات، خرما، برنج، حبوب، لبنیات. صادرات آنجا برنج و غلات است. شغل مردم آنجا زراعت و مکاری است. خرابه های شهر قدیم جیرفت در دو هزارگزی باختر سبزواران واقع شده که در خرابه های آن دانه های قیمتی و قطعات طلا یافت میشود. این شهر مخروبه در زمان مغول آباد بود و بعداً بواسطهٔ زلزله و خرابی سد ویران گردیده که شرح آن در نزهةالقلوب و معجم البلدان داده شده است. زمستان این بخش برای نگاهداری حشم بسیار خوب و قابل ملاحظه است و ایلات مشروحهٔ زیر از آن استفاده میکنند: طایفهٔ ساردویی در کوهستان باختری سبزواران، طایفهٔ بهرآسمان ساردویی در دامنهٔ کوهستان جنب سبزواران، طایفهٔ جبال بارز امجزی در دامنهٔ کوههای شمالی و اول جلگه سبزواران. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ سَ زَ / زِ ] (اِخ) قصبهٔ مرکز بخش و شهرستان جیرفت واقع در ۲۶۳ هزارگزی جنوب باختری کرمان، سر راه شوسهٔ بم به کهنوج. هوای آن گرم و دارای ۸۵۲ تن سکنه است. آب آنجا از رودخانهٔ هلیل تأمین میشود. محصول آنجا غلات و شغل اهالی زراعت و کسب است. ادارات فرمانداری، دارایی، آمار و ثبت احوال، ثبت اسناد، بهداری، ژاندارمری، پست خانه و تلگراف و در حدود ۳۰۰ باب دکان دارد. سکنهٔ آنجا در زمستان بواسطهٔ وجود ایلات و هوای معتدل بیشتر و تابستان کمتر است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).

کلمات هم‌قافیه با «سبزواران»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید