معنی سبزوار

معنی سبزوار

7 بازدید
[ سَ زَ / زِ ] (اِخ) شهرکیست خرد بر راه ری [ از خراسان ] و قصبهٔ روستای بیداست. (حدود العالم). نام شهری است مشهور از اقلیم چهارم بخراسان، الان به تشیع معروف و بمحبت اهل بیت مشعوف و بعداوت شیخین مجبول، چنانکه مولوی گوید: سبزوار است این جهان بیمدار ما چو بوبکریم در آن خوار و زار. در قدیم الایام شهری بزرگ در آن اراضی بوده جربدنام اکنون جز ارکی از آن باقی نمانده و جعفرآباد نام قلعهٔ محکم در آنجا ساخته شده بدست خوانین شادلو است. بیک فرسنگ فاصله در زیر دست آن جاده دزی خراب است و آن را دز سپید خوانده اند. چون سهراب عزم ایران کرده به آنجا رسیده، با هجیر مبارزت کردند. (آنندراج). سبزوار در اصل ساسویه آباد بوده است و گفته اند پسران ساسویه یزدجرد بود. (تاریخ بیهقی از سبک شناسی ص ۳۶۸). در سبزوار مسجد جامعی است که بدست خواجه علی مؤید که آخرین حکمران سربداریه معاصر امیر تیمور بوده است بنا کرده است کتیبه ای پیدا شده که نشان میدهد ماده تاریخ آن ۱۰۴۴ هـ . ق. ساخته شده است. رجوع به مرآت البلدان ج ۴ ص ۱۰۵ شود. از اقلیم چهارم است، طولش از جزایر خالدات قطیه و عرض از خط استوا لونه، هوایش معتدل است و بازارهای فراخ و خوب دارد و طاقی از چوب بسته اند که چهار سوی بازار است بغایت محکم و عالی، حاصلش غله و اندکی میوه و انگور باشد و قریب چهل پاره دیه است که از توابع دارد و مردم آنجا شیعهٔ اثناعشری اند. (از نزهة القلوب چ لیدن ص ۱۴۹). نام یکی از شهرستانهای استان نهم و حدود آن بشرح زیر است: از خاور بکوه سرخ و ارتفاعات خاوری دهنو سلیمان آباد و سنگرد و شهرستان نیشابور، از باختر بشهرستان بجنورد و شهرستان شاهرود، از جنوب بشهرستان کاشمر، از شمال به شهرستان قوچان و بجنورد. آب و هوای آن: چون شهرستان سبزوار و بخش های تابعهٔ آن در مناطق مختلفه در سه جلگهٔ موازی هم قرار داشته ارتفاع هر یک از آنها متفاوت است و یک بخش بطور کلی در کوه میش و قراء چندی از بخش داورزن و حومهٔ جغتای -صفی آباد در قسمت کوهستانی این ناحیه واقع شده است و تاکنون اطلاع صحیحی راجع به آب و هوای کلیهٔ مناطق فوق بدست نیامده و اختلاف قطعی فصول چهارگانه بخوبی معلوم نیست. بطور کلی آنچه میتوان استنباط کرد این است که درجهٔ حرارت قسمتهای جلگه با کوهستانی تفاوت کلی داشته یعنی در قسمت های جنوب داورزن و اطراف کال شور در دهستان آزادوار و خسروشیر هوا گرم و قسمتهای کوهستانی معتدل بسیار مطبوع است. بواسطهٔ بارندگی ها و رطوبت هوا درختها و اشجار در اندک مدت رشد و نمو می نمایند. آب رودخانه، چشمه سار و قنوات زیادی دارد به این جهت محصول پنبهٔ شهرستان سبزوار در استان خراسان در درجهٔ اول است. ارتفاعات: رشتهٔ ارتفاعات که جلگهٔ جوین را از جلگهٔ سبزوار جدا نموده بطور کلی معروف بکوه جغتای می باشد. این کوه همان دنبالهٔ ارتفاعات سلسله جبال البرز که در شمال باختری نیشابور معروف به طغان کوه می باشد بالاخره برشتهٔ اصلی نیشابور متصل می شود، این کوه از گدار منیدر تا گدار نوده و طبس در سه رشتهٔ مختلف موازی هم قرار گرفته اند و در هر یک از نقاط مختلفه اسامی مخصوصی دارد. مرتفعترین قلل آن اندقان و صدخر و ارتفاع آن ۲۳۷۳ متر است. پس از گدار طبس یک رشته کوه اصلی معروف به کوه طبس و اولر تا سلطان آباد زعفرانیه کشیده شده است. در شمال خاوری زعفرانیه معروف به کوه جسته و در خاور سلطان آباد طغان کوه نامیده میشود. دو رشتهٔ دیگر در شمال و جنوب رشتهٔ ارتفاعات اصلی جغتای قرار دارند، قسمت شمالی از گدار مندر بطرف خاور امتداد در جنوب باختری جغتای معروف بکوه کره می باشد از گدار برغمد بطرف خاور معروف بکوه اندقان است، در قسمت باختر و شمال کهک و مزینان کوه زواک نامیده میشود. کوه زواک در شمال داورزن به طرف خاور امتداد دارد، در هر محلی به اسامی مخصوصی معروف است. کوه صد خرو، کوه سفید، کوه سرخ و ساروق، این کوه ها تا گدار بلند باران امتداد دارند. رشتهٔ ارتفاعات دیگری که جلگه جاجرم و اسفراین و صفی آباد را از جلگه جوین جدا نموده بطول ۱۴۶ هزار گز است که ۴۷ هزارگزی شمال خاوری پل ابریشم شروع شده و تپه های کوچک و خاکی آن تا ۱۰ هزارگزی شمال خاوری حجت آباد کشیده شده است. مرتفعترین قلل آن در شمال نقاب معروف به کوه مهار است که ۱۵۱۷ متر ارتفاع دارد. این کوه خاکی است و عبور و مرور از آن به سهولت انجام میگیرد. رشتهٔ ارتفاعات دیگری که در شمال دهستان بام معروف بکوه شاه جهان می باشد، این کوه بسیار سخت و مرتفع است، دره های عمیق و گدارهای متعددی دارد که صعب العبور است. یک رشته ارتفاع دیگری که در ۲۴ هزارگزی جنوب سبزوار واقع و طول آن شمال جنوبی تقریباً ۹۰ هزار گز عرض آن ۴۰ هزار گز موسوم به کوه میش و معروف است که بیش از ۷۰ رشته چشمه از آن جاری می باشد و هوای آن بسیار معتدل است. در قلهٔ این کوه امامزاده ای معروف به برادر امام رضا است، گنبد آن از آثار باستانی است. رودخانهٔ مهم دائمی در نواحی سبزوار نبوده کلیهٔ آنها بهارآبه در مواقع بارندگی سیلی از آنها جاری می شود، فقط رودخانه ای که معروف به کال شور است همواره آب از آن جاری است و بواسطهٔ عبور از زمین های نمک زار و گچ و معادن دیگر قابل شرب نبوده بقدری تلخ و شور است که بعضی از اشخاص از آب آن املاح سولفات دوسود جمع آوری می نمایند. در مواقع طغیان بواسطهٔ هموار بودن زمین اطراف عرض رودخانه به یکهزار گز می رسد. رودخانهٔ دیگری معروف به شورکال از کوههای نیشابور سرچشمه میگیرد در خاک جوین از شمال آبادیها عبور می کند و پس از طی ۱۴۴ هزار گز در شمال امیرآباد از خاک جوین خارج و داخل جلگهٔ جاجرم میشود. این رودخانه بهارآبه بوده هیچگونه استفادهٔ زراعتی نمیدهد. تعداد ۱۱ رشته رودخانهٔ دیگر به اسامی بهاردان، آبرود، داورزن، مهر، صدخرو، بفره، ریوند، طبس، برغمد، شواج، کمیز، از کره کوه و کوه سفید و اندقان سرچشمه می گیرند و آبادیهائی را که در مسیر آنها قرار دارند مشروب می نمایند. سازمان اداری: شهرستان سبزوار از پنج بخش بنام حومه، داورزن، صفی آباد، جغتای، ششتمد تشکیل میشود و دارای ۳۶۷ آبادی است که مجموع نفوس آن در حدود ۲۰۳۴۳۹ تن است. محصول: استعداد منطقهٔ سبزوار جهت کشت انواع غلات و حبوبات بیش از سایر نقاط مناطق خراسان است مخصوصاً پنبه و زیره بحد کافی کشت میشود بطوری که بحد متوسط در سال ۱۱۰۰۰ عدل پنبه و ۴ هزار تن زیره از این شهر صادر می شود. در سبزوار معادن ذغال سنگ در طبس و درفک معدن مس، در دهنه سیاه، زنگانلو، برجک زاج، در کوه میش ذغال سنگ، در صفی آباد معدن مس و در محمدآباد بالای صدخرو، سنگ آسیای باغجر، سنگ پازر در جوین، ذغال سنگ در دهنه اجاق، زاج سبز در کیدوز. راه: راه شوسهٔ تهران -مشهد از این شهرستان عبور می کند و راه آهن تهران و مشهد که فعلاً در دست اقدام است از جلگهٔ جوین می گذرد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ سَ زَ / زِ ] (اِخ) شهر سبزوار، مرکز شهرستان که در ۲۴۰ هزارگزی مشهد و ۸۲۰ هزارگزی خاور تهران واقع است و دارای ۲۸۱۵۱ تن جمعیت است. مختصات جغرافیایی آن بشرح زیر است: طول جغرافیایی ۵۷ درجه و ۴۳ دقیقه و عرض جغرافیایی آن ۳۶ درجه و ۱۲ دقیقه است، بنابراین نصف النهار تهران با نصف النهار سبزوار ۲۵ دقیقه اختلاف ساعت دارد. این شهر در دامنهٔ کوه اندقان طبس و در شمال این شهر کال شور واقع است. آب مشروبی سه رشته قنات که رشته ای از شمال سبزوار بطول ۱۱ الی ۱۳ هزارگز کشیده شده معروف است بقنات قصبه، قنات عبدالرحمن، قنات حمیدآباد، و دارای چندین آب انبار که در محل حوض آب معروف است، اهالی از آنها استفاده می نمایند. کارخانهٔ پنبه پاک کنی شرکت جین و کارخانهٔ برق و کارخانهٔ آرد در سبزوار دایر است. در این شهر یک بیمارستان است که تحت نظر بهداری سبزوار است، بودجهٔ آن از سه محل یعنی از وزارت بهداری و مبلغی از بودجهٔ کل کشور و شهرداری تأمین میشود. دارای دو دبیرستان پسرانه و دخترانه و ۸ دبستان می باشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹). رجوع به فهرست تاریخ مغول و تاریخ عصر حافظ و مجمل التواریخ گلستانه و فهرست ج ۱ و ۲ تاریخ جهانگشا و تاریخ سیستان شود.
[ سَ زَ / زِ ] (اِخ) بخش حومهٔ شهرستان سبزوار، از چهار دهستان بنام مرکزی سلطان آباد، رباط سرپوشیده، کراب که دارای ۸۵ آبادی بزرگ و کوچک است تشکیل شده است. مجموع نفوس آن در حدود ۲۸۷۵۰ تن است. حدود بخش از طرف شمال بکوه طبس و اندقان، خاور شهرستان نیشابور، از جنوب به بخش ششتمد، از باختر به بخش داورزن می باشد. موقعیت بخش جلگه، هوای آن معتدل است و محصول عمدهٔ آن غلات، پنبه، کنجد، زیره و انواع میوه جات است. شغل مردان زراعت و کسب. در شهر سبزوار صنایع دستی زنان انواع پارچه کرباس بافی است. راه شوسهٔ تهران -مشهد از این بخش عبور کرده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ سَ زَ / زِ ] (اِخ) دهی است از دهستان خسروآباد شهرستان بیجار واقع در ۲۴ هزارگزی شمال باختری خسروآباد و ۱۲ هزارگزی باختر شوسهٔ بیجار به همدان. هوای آنجا سرد و دارای ۸۰ تن سکنه است. آب آن جا از چشمه تأمین میشود و محصول آن غلات، لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری، صنایع دستی آنها قالیچه و جاجیم بافی. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).

کلمات هم‌قافیه با «سبزوار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید