معنی سبزآباد
7 بازدید
[ سَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان سبزچلو از بخش وفس شهرستان اراک واقع در ۱۲ هزارگزی جنوب باختری کمیجان و ۳ هزارگزی راه مالرو عمومی. هوای آنجا سرد و دارای ۱۲۹ تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول آنجا غلات، انگور، و شغل اهالی زراعت و گله داری است، قالیچه نیز میبافند.راه آن مالرو است و از خروبیک اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).[ سَ ] (اِخ) دهی است از دهستان یک مههٔ بخش مسجد سلیمان شهرستان اهواز واقع در ۴۰ هزارگزی جنوب خاوری مسجد سلیمان و ۲ هزارگزی خاور راه شوسهٔ مسجد سلیمان به هفت گل. هوای آن گرم و دارای ۷۰۰ تن سکنه است. آب آنجا از گلگیر تأمین میشود. محصول آن غلات و شغل اهالی کارگری شرکت نفت و زراعت و گله داری است. راه اتومبیل رو دارد. ساکنین از طایفه هفت لنگ بختیاری میباشند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «سبزآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر