معنی سبزآب
7 بازدید
[ سَ ] (اِ مرکب) آبی که با پیدا شدن نباتات ذره بینی بسبزی زند. آبی که برای خزه رنگ سبزی گردانیده. (یادداشت مؤلف).[ سَ ] (اِخ) قریه ای است بفاصلهٔ ۲۸۱۲ بر در جنوب شرق قلعهٔ سرکاری بامیان متعلق به حکومت اعلی پروان که بخط ۶۵ درجه و ۵۹ دقیقه و ۵۵ ثانیهٔ طول البلد شرقی و ۳۴ درجه و ۴۲ دقیقه و ۴۶ ثانیهٔ عرض البلد شمالی واقع است. (از فرهنگ جغرافیایی افغانستان).[ سَ ] (اِخ) نام یکی از ایستگاههای راه آهن تهران به اهواز. این محل در ۶۹۱ هزارگزی تهران و ۱۶ هزارگزی جنوب باختری اندیمشک واقع است. ساکنین آن کارمند راه آهن میباشند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ سَ ] (اِخ) موضعی است بفاصلهٔ ۵/۹۷ کیلومتر در شمال شهر غزنی مربوط بحکومت اعلی غزنی که بخط ۳۷ درجه و ۵۷ دقیقه و ۳۴ ثانیهٔ طول البلد شرقی و ۳۳ درجه و ۵۹ دقیقه و ۳۹ ثانیهٔ عرض البلد شمالی واقع است. (فرهنگ جغرافیایی افغانستان).
کلمات همقافیه با «سبزآب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «آب» برای سرودن شعر