معنی سبجة
6 بازدید
[ سُ جَ ] (ع اِ) گلیم سیاه. (مهذب الاسماء). جامهٔ اسود. ج، سُبَج. (از اقرب الموارد). || شاماکچه که پیراهن بی آستین باشد. (آنندراج). شبی زن . (مهذب الاسماء). || سبجة القمیص؛ تریز پیراهن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || بقیر. (اقرب الموارد). رجوع به بقیر شود.
کلمات همقافیه با «سبجة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جة» برای سرودن شعر