معنی سببسوزی
6 بازدید
[ سَ بَ ] (حامص مرکب) نابود کردن سبب. از میان بردن سبب : از سبب سازیش من سودائیم وز سبب سوزیش سوفسطائیم.مولوی. در سبب سازیش سرگردان شدم وز سبب سوزیش هم حیران شدم.مولوی.
کلمات همقافیه با «سببسوزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر