معنی سببسازی
5 بازدید
[ سَ بَ ] (حامص مرکب) عمل سبب ساز. وسیله سازی : از سبب سازیش من سودائیم وز سبب سوزیش سوفسطائیم.مولوی. در سبب سازیش سرگردان شدم در سبب سوزیش هم حیران شدم.مولوی. رجوع به سبب شود.
کلمات همقافیه با «سببسازی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر